تبلیغات
جنگ نرم - تجارت زن در "اسرائیل"
منوی اصلی
نویسندگان
دوستان
آرشیو وبلاگ
منوی اضافه
  • متن
آمار و اطلاعات
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

به گزارش شیعه آنلاین، آنچه‌ در پی‌ می‌آید تصویری ‌شوم‌ از وضعیت‌ این‌ تجارت‌ كثیف‌ در جامعه‌ "اسرائیل"‌ می‌ باشد، جامعه‌ای‌ كه‌ حرف‌ از حقوق‌ بشرمی ‌زند و شعار سردمداران‌ خود انگلیس‌ و آمریكا را می‌ گوید: "حقوق‌ بشر را نقص‌ نكنید"، اماخودشان‌ كوچكترین‌ ارزشی‌ برای‌ انسان‌ها قائل ‌نیستند.


خانم‌ "نوی‌ لونكسرن"، به‌ عنوان‌ مدیر حقوقی‌ سازمان‌ "مایگرنت" كه‌ در راستای‌ مبارزه‌ با تجارت‌ زنان‌ به‌ فعالیت‌ مشغول‌ است‌، روز كاری‌ خود را معمولا از پنج‌ صبح‌ آغاز می ‌كند. همواره ‌دو گوشی‌ موبایل‌ همراه‌ خود دارد و به‌ سرعت ‌صحبت‌ می‌ كند. لهجه‌ فصیح‌ انگلیسی‌اش‌، حتی‌ ازبسیاری‌ از انگلیسی‌ زبانان‌ هم‌ بهتر است‌ و هنگامی ‌كه‌ به‌ زبان‌ عبری‌ صحبت‌ می ‌كند، به‌ قدری‌ تند صحبت‌ می‌ كند كه‌ گویا، فراموش‌ كرده‌ كه‌ باید نفس‌ بكشد، او تنها به‌ دنبال‌ پرونده‌های‌ زنان ‌رنج كشیده‌ است‌، اما دست‌ تنهاست‌ و خیلی ‌ها در"اسرائیل"‌ به‌ دنبال‌ جان‌ او هستند.


امروزه‌ چهره‌ خانه‌های‌ فساد "اسرائیل"‌، شكل ‌خاصی‌ به‌ خیابان‌های‌ شهرهای‌ این‌ كشور و به ‌ویژه‌ تل‌آویو داده‌ است‌. عمده‌ خیابان‌هایی‌ كه‌ این‌ خانه‌ها در آن‌ قرا دارد، خیابان‌هایی‌ كثیف‌ و ساختمان‌های‌ آن‌ مخروبه‌ و قدیمی‌ است‌. فلش‌های‌ قرمز رنگ‌ بر روی‌ دیوارهای‌ این ‌مناطق‌ مشتریان‌ را به‌ این‌ مكان‌ها كه‌ با نام‌ "باشگاه ‌سلامت‌"! یا "سالن‌ ماساژ" خوانده‌ می ‌شوند، هدایت‌ می ‌كند.


تصاویر زنان‌ برهنه‌ در كنار علامت‌ دلار در جای ‌جای‌ این‌ خیابان‌ها به‌ چشم‌ می‌ خورد، اما درداخل‌ این‌ خانه ‌ها، زنان‌ چندان‌ هم‌ مایل‌ و راغب‌ به‌ نظر نمی ‌رسند. یا كنار درهای‌ باز خانه‌ها كه ‌می ‌گذریم‌، می ‌توانیم‌ اكراه‌ را در نحوه‌ آرایش‌ صورت‌ و موهایشان‌ ببینیم‌. از كنار پنجره‌ها كه‌ می‌ گذریم‌، شاهد صحبت‌ كردن‌ آنها وسیگاركشیدن ‌شان‌ با یكدیگر در داخل‌ خانه ‌هاییم‌.


عمده‌ زنانی‌ كه‌ به‌ "اسرائیل"‌ قاچاق‌ می ‌شوند، از رومانی‌ و یا كشورهای‌ تازه‌ استقلال‌ یافته‌ به‌ این ‌كشور آمده‌اند. این‌ زنان‌ كه‌ توسط عاملین‌ جرم‌های‌ سازمان‌ یافته‌، اغوا می‌ شوند، عمدتا به ‌امید رسیدن‌ به‌ پول‌های‌ هنگفت‌ قاچاق‌ می ‌شوند. عمده‌ی‌ این‌ افراد را دختران‌ جوانی‌ همچون‌ آنا 23 ساله‌ یعنی‌ دختر رومانیایی‌ كه‌ در سال‌ 2002میلادی پایش‌ به‌ یكی‌ از دادگاه‌های‌ "اسرائیل"‌ باز شد،تشكیل‌ می ‌دهد.


آنا در این‌ باره‌ در دادگاه‌ گفت‌: در سال‌ 2001 میلادی در زادگاهش‌ با دختری‌ "اسرائیلی"‌ به‌ نام‌ "شولا" آشنا شد. شولا به‌ وی‌ قول‌ داد كه‌ در تل‌آویو با نگهداری‌ از افراد مسن‌ و از كارافتاده‌، پول ‌خوبی ‌به‌ دست‌ آورد. شولا وی‌ را با هواپیمایی‌ ازبخارست‌ از كشور خارج‌ نمود و این‌ در حالی‌ بود كه‌ آنا واقعا نمی ‌دانست‌ كه‌ در كجا فرود خواهد آمد. زمانی‌ كه‌ هواپیما در قاهره‌ به‌ زمین‌ نشست‌، آنا تصور می‌ كرد كه‌ در "اسراییل"‌ است‌. پس‌ از آن ‌بود، كه‌ به‌ همراه‌ گروهی‌ از دیگر دختران‌، با ماشینی‌ روباز خود را در بیابان‌های‌ مصر یافت‌ واین‌ در حالی‌ بود كه‌ افرادی‌ با چهره‌ای‌ پوشیده‌ ومسلح‌ به‌ سلاح‌های‌ خودكار، آنها را همراهی‌ كردند. ساعت‌ دو نیمه‌ شب‌ بود كه‌ آنها ماشین‌ راترك‌ كرده‌ و پس‌ از چند ساعت‌ پیاده‌ روی‌، سینه خیز از حصارهای سیم‌ خاردار، عبور كردند.


معمولا همین‌ افراد هستند كه‌ برای‌ نخستین‌ بار، به‌ آنها می ‌گویند كه‌ قربانی‌ قاچاق‌ انسانی‌ شده‌اند و باید از این‌ به‌ بعد به‌ عنوان‌ یك‌ زن‌ فاسد به‌ كاربپردازند.


یكی‌ دیگر از این‌ قربانیان‌ گفت‌ :درابتدای‌ ورود به‌ مصر، تصور كردم‌ كه‌ باید در همین‌ كشور به‌ اعمال‌ غیر اخلاقی ‌بپردازم‌ و از همین‌ رو تلاش‌ كردم‌ تا از آن‌ معركه‌ بگریزم‌. اما توسط یكی‌ از همان‌ افراد دستگیر شدم‌ و در غروب‌ آن‌ روز بود كه‌ چهار نفر، یكی‌ پس‌ ازدیگری به‌ نحوی‌ وحشیانه‌ به‌ من‌ تجاوز كردند و در این‌ رفتار وحشیانه‌ بود كه‌ خود را در آستانه‌ مرگ‌ دیدم‌.


اگر چه‌ آنا این‌ شانس‌ را داشت‌ كه‌ در حین‌ انتقال‌ به‌ تل‌آویو، مورد تجاوز جنسی‌ قرار نگیرد اما آن‌ زمان‌ نمی‌ دانست‌ كه‌ چه‌ در انتظارش‌ است‌. پس‌ از عبور از مرز بود كه‌ توسط مردی‌ به‌ نام ‌"جرج‌ بن‌ آبراهام"، به‌ تل‌ آویو برده‌ شد. در هتلی در تل‌آویو بود كه‌ آبراهام‌ به‌ او دستور داد تا یك‌ اتاق‌ پر از مرد، برهنه شود.


این‌ عذاب‌ چیزی‌ جز یك‌ "حراج" خوانده ‌نمی ‌شود، همانند خریداران‌ بازار احشام‌، این ‌قاچاقچیان‌ مشتری‌ خود را ورانداز نموده‌ وقیمتی‌ برایش‌ پیشنهاد می‌ كنند. "ماریو" كه‌ ازجمله‌ قاچاقچیان زن‌ این‌ عرصه‌ است‌، می ‌گوید: زنان‌ باید برهنه برهنه‌ وسط اتاق‌ بایستند تا قاچاقچیان‌ برای‌ آنان‌ قیمتی‌ تعیین‌ كنند .مصیبت‌ آن‌ دختر مولداویایی كه‌ به‌ شش‌ قاچاقچی‌ فروخته‌ شده‌ بود، به‌ نقطه‌ عطفی‌ در تلاش‌های‌ نومی‌ وكیل‌ حقوقی‌ تبدیل‌ شد. دختر كه‌ خواست‌ علیه‌ قاچاقچیان‌ شهادت‌ دهد و پلیس‌هیچ‌ توجهی‌ به‌ وی‌ نكرد. حتی‌ در آن‌ زمان‌ چنین ‌افرادی‌ به‌ عنوان‌ قربانی‌ شناخته‌ نمی‌ شدند و به‌ قول‌ "میركوهن‌"، بازجوی‌ پلیس‌ "اسرائیلی"‌، این‌ زنان‌ به عنوان‌ شریك‌ جرم‌ شناخته‌ می ‌شدند. به‌ جای‌ آن‌ كه‌ این‌ افراد شهادت‌ دهند، صرفا دستگیر و از "اسرائیل"‌ خارج‌ می ‌شدند. همچنین‌ به‌ پلیس‌ گفته‌ شده‌ بود كه‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ در كار این‌ خانه‌ها دخالت‌ نكنند و حتی‌ مقامات‌ ترجیح‌ دادند تا از این دلالان‌ به‌ عنوان‌ منابع‌ اطلاعاتی‌ هم‌ استفاده‌ كنند.


پلیس‌ "بئرشبا" به‌ نومی‌ گفت‌ كه‌ موكل ‌مولداویایی‌ دورغ‌ می ‌گوید و مساله‌ هرگز این‌ گونه ‌نیست‌ و اصلا موضوع‌ مهمی‌ نیست‌. از این ‌رو بود كه‌ نومی‌ از قاچاقچیان‌ به‌ دادگاه‌ مدنی‌ شكایت‌ كرد و بعد از آن‌ هم‌ از پلیس‌ به‌ خاطر عدم‌ بررسی ‌موضوع‌ به‌ دادگاه شكایت‌ كرد. حتی‌ وی‌ از وزیركشور به‌ خاطر عدم‌ صدور ویزا برای‌ این‌ زن ‌شكایت نمود. ناگهان‌ پلیس‌ به‌ خود آمد، چرا كه‌ پنجاه‌ نفر در این‌ ماجرا دستگیر شدن. نومی‌ گفت‌: جالب‌ بود، دیگر تقریبا مردی‌ در این‌ شهر نبود كه‌ دستگیر نشده‌ باشد.


در ماه‌ می ‌سال‌ 2000، سازمان‌ عفو بین‌الملل‌، گزارش‌ تكان‌دهنده‌ای ‌منتشر نمود كه‌ در آن‌ "اسرائیل‌" را به‌ خاطر نگاه ‌بی ‌توجهانه‌ اش‌ به‌ موضوع‌ بردگی‌ "جنس" محكوم‌ نمود. در نتیجه‌ هیاهوهای‌ شكل‌ گرفته‌ در جامعه "‌اسرائیل"‌ بود كه‌ موجب‌ شد مجلس‌ این‌ كشورقاچاق‌ زنان‌ را یك‌ جرم‌ آشكار بداند و برای‌ آن ‌حداكثر شانزده‌ سال‌ حبس‌ در نظر بگیرد، اما ماجرای‌ این‌ قانون‌ هم‌ خود به‌ موضوعی‌ جدید تبدیل‌ شد. "اسرائیل"‌ امروز با چالشی‌ جدی‌ روبرو شد. در كشوری‌ كه‌ تقاضا برای‌ خانه‌های‌ فساد سرسام‌آور است‌، یعنی‌ در هر ماه‌ یك‌ میلیون ‌مراجعه‌ ثبت‌ می‌ شود، هرگونه‌ واكنشی‌ سخت‌ می ‌نمود. سازمان‌های‌ حقوق‌ بشر هم‌ برآوردشان‌ بر آن‌ است‌ كه‌ همه‌ ساله‌ حداقل‌ سه‌ هزار زن‌ برای‌ تجارت‌ "جنسی"‌ به‌ این‌ كشور قاچاق‌ می ‌شوند. جدای‌ از رومانی‌، این‌ زنان‌ از روسیه‌، مولداوی‌ و اوكراین‌ یعنی‌ كشورهایی‌ كه‌ سقوط نظام‌ تامین ‌اجتماعی‌ ناشی‌ از اقتصادهای‌ پس‌ از كمونیسم‌ را تجربه‌ كرده‌اند، به‌ این‌ كشور قاچاق‌ می ‌شوند. در بررسی‌ صورت‌ گرفته‌ توسط سازمان‌ "هاتلاین" كه‌ در زندان‌ زنان‌ "نواترزا" انجام‌ گرفت‌، مشخص‌ شد كه‌ یك‌ سوم‌ زنان‌ همانند آنا هنگام‌ ورودشان ‌به‌ "اسرائیل"‌ از حرفه‌ آینده‌شان‌ اطلاعی‌ نداشتند. بقیه‌ هم‌ از ماجرا اطلاع‌ داشتند، از قاچاقچیان‌ خود قول‌ گرفته‌ بودن‌ كه در "اسرائیل"‌ وضعیت‌ خوبی‌ داشته‌ باشند. قاچاقچیان‌ هم‌ به‌ آنها گفته ‌بودند كه‌ هر روز مشتریان‌ آنها محدود بوده‌ و ماهانه‌ چند هزار دلار درآمد خواهند داشت‌ كه ‌این‌ رقم‌ در كشورهای‌ اروپای‌ شرقی‌ میزان‌ قابل ‌توجهی‌ است‌. نهایتا هم‌ قاچاقچیان‌ به‌ آنها گفته ‌بودند كه‌ در صورت‌ نارضایتی‌ می‌ توانند خانه‌ها را ترك‌ كنند، فارغ‌ از آن‌ كه‌ حتی‌ در خانه‌ها خندیدن‌ هم‌ برای‌ زنان‌ و دختران‌ ممنوع‌ است‌ و تنها باید در جلوی‌ مشتریان‌ خود صاف‌ بنشینند و لبخند بزنند. آنا در دادگاه‌ توضیح‌ داد كه‌ چگونه ‌همانند یك‌ حیوان‌ فروخته‌ شد. پس‌ از آن‌ كه‌ درهتل‌ به‌ فروش‌ رفت‌، لباس‌های‌ تنگ‌ و بدن‌ نما به ‌تن‌ كرد و به‌ اتاقی‌ برده‌ شد كه‌ مردی‌ در آن‌ به‌ انتظار وی‌ نشسته‌ بود و بقیه‌ مردان‌ هم‌ بیرون‌ اتاق‌ایستاده‌ بودند و نعره‌ می ‌زدند. در آنجا بود كه‌ وی‌ برای‌ نخستین‌ بار وحشیانه‌ مورد تجاوز قرارگرفت‌.



پشتیبانی